پر گناه []
دنیای کثیفِ دلبرکان هرزه و آلوده
با نگاهی زهرآگین
و دستانی سرشار از تمنا و نیاز
شرمسارانی مملو از گناه
با ابّهت های پوچ و پوشالی
و ویرانه هایی در انتظار
من، سخت اندوهگینم
سخت،
غم زده از این که نمی دانم
کجای این دنیای کثیف و زمینِ پر گناه ایستاده ام؟
نوشته شده توسط حمید کریمی در چهارشنبه 27 شهریور 1387 و ساعت 08:09 ق.ظ
()
نظر
پناه []
گاه در تو پناه میگیرم از تو و از خود از خشم به تو از ناشکیبی از خستگی
از زندگیم که چون مرگ انکار ِ هر امید است
در تو پناه میگیرم از این سکوت ِ ساکت و در تو مییابم ضعفم را که باید به یاریام آید در برابر ِ آن قدرتی که نمیخواهم داشته باشمش.
اریش فرید
نوشته شده توسط حمید کریمی در سه شنبه 19 شهریور 1387 و ساعت 09:09 ق.ظ
()
نظر
فریاد لال []
چرا لال شدی؟ فریاد!
سکوت تو را هم خریده است؟
نوشته شده توسط حمید کریمی در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 09:09 ق.ظ
()
نظر
درد []
درد درد مثل گرگ گرگ را از هر طرف که بخوانی می درد مثل درد. سرور بهبهانی
نوشته شده توسط حمید کریمی در شنبه 9 شهریور 1387 و ساعت 09:08 ق.ظ
()
نظر
قایم شدن پشت مدال! []
بازی های المپیک 2008 هم تمام شد و فقط تلخی و شیرینی خاطره پیروزی و شکست ها برجای ماند. اما برای ما ایرانیها تلخی های این المپیک بیشتر بود، چون شکستهایمان از همیشه بیشتر بود و خاطرات خوشمان کمتر. چیزی که بیشتر از این باختها، حرص آدم را درمی آورد اظهار نظر برخی مدیران پس از این ناکامی هاست، آنجا که رئیس فدراسیون کشتی (ورزش اول کشور) به خبرنگاری می گوید که کشتی ما در سطح آسیاست نه جهان و المپیک. درست است که بعد از گذشت 24 ساعت این جمله تکذیب می شود و خبرنگار به تحریف کردن متهم می شود و شنیده می شود که ایشان گفته اند این کشتی که بچه های ما گرفتند در سطح آسیا بود نه مسابقات المپیک! یا آنجا که هنوز قبل از طلای هادی ساعی، رئیس سازمان تربیت بدنی از عملکرد ورزشکاران ایران در المپیک، اظهار رضایت می کند. وقتی که یک مدال طلا در میان ملتی (ناشاد)! احساس رضایت و شادمانی ایجاد می کند چرا باید این شادی از مردم گرفته شود؟ هیجان و نشاطی که مایکل فلپس (شناگر امریکایی)، امسال 8 بار به کشورش بخشید. (بازیکنی که در 2 دوره مسابقات المپیک به تنهایی 2 برابر کل مدال های طلای ایران در طول عمر المپیک، مدال طلا کسب کرده است). تا وقتی که مدیران، طاقت شنیدن انتقاد را نداشته باشند و تصمیم به برنامه ریزی بهتر و اصولی تر نگیرند و تا وقتی که باز هم بعد از شکست انگشت اتهام به سوی تماشاچی، خبرنگار و رهگذران خیابان نشانه می رود، اثری از بهبودی در روند تصمیم گیری های اجرایی شدن اصول نخواهیم دید. برخی مدیران هم، خود را پشت تک مدال طلای ساعی در المپیک پنهان کرده اند و قاطعانه از نتایج بدست آمده دفاع می کنند اما تا وقتی که به اشتباهات گذشته اقرار نکنیم و آنها را نپذیریم راهی بسوی موفقیت نخواهیم یافت، پس بهتر است که بجای قایم شدن پشت مدال! به فکر درس گرفتن از شکستهایمان باشیم و از این شکستها و ناکامی ها پلی بسوی پیروزی بسازیم. آری این المپیک هم تمام شد و ما تا 4 سال دیگر فرصت داریم، تا برنامه ریزی کنیم، تلاش کنیم، تمرین کنیم، اردو بگذاریم، مسابقات انتخابی و تدارکاتی برگزار کنیم و ... اما چه فایده ؟! که تا چند ماه مانده به مسابقات همه اینها را فراموش می کنیم و این دوران طلایی آماده سازی را با توجیه و تخریب و حرف زدن و ... می گذرانیم! و همچنان امیدواریم که سال 2012 با دست پر از لندن بازگردیم، اما ...!
نوشته شده توسط حمید کریمی در سه شنبه 5 شهریور 1387 و ساعت 07:08 ق.ظ
()
نظر
|